بوی کربلا

بنازم آنکه دایم گفتگوی کربلا دارددلی چون جابر اندر جستجوی کربلا دارد
دلش چون کربلا کوی حسین است و نمی داندکه همچون دوردستان آروزی کربلا دارد
به یاد کاروان اربعینی با گریه می گویدبه هر جا هست زینب رو به سوی کربلا دارد
اگر چه برده از این سر زمین آخر دلی پرخونولی دلبستگی از جان به کوی کربلا دارد
به یاد آن لب تشنه هنوز این عاشق خستهبه کف جامی لبالب از سبوی کربلا دارد
اگر دست قضا مانع شد از رفتن به پابوسشهمی بوسیم خاکی را که بوی کربلا دارد…

عبدالعلی نگارنده