لبیک یا حسین (ع

+ نوشته شده در چهارشنبه ۱۳۹۹/۰۷/۱۶ ساعت 9:40 توسط کتابداران ثامن الائمه(ع)
|
| بنازم آنکه دایم گفتگوی کربلا دارد | دلی چون جابر اندر جستجوی کربلا دارد |
| دلش چون کربلا کوی حسین است و نمی داند | که همچون دوردستان آروزی کربلا دارد |
| به یاد کاروان اربعینی با گریه می گوید | به هر جا هست زینب رو به سوی کربلا دارد |
| اگر چه برده از این سر زمین آخر دلی پرخون | ولی دلبستگی از جان به کوی کربلا دارد |
| به یاد آن لب تشنه هنوز این عاشق خسته | به کف جامی لبالب از سبوی کربلا دارد |
| اگر دست قضا مانع شد از رفتن به پابوسش | همی بوسیم خاکی را که بوی کربلا دارد… |
عبدالعلی نگارنده

ای عزیز دل زهرا پسرم مهدی جان
سوخت از زهر هلاهل جگرم مهدی جان
دوست دارم که به دامان محبت بنهی
از ره مهر و محبّت تو سرم مهدی جان
معتصم داد به من زهر که با خوردن آن
شمع سان سوخت ز پا تا به سرم مهدی جان
موقع دادن جان از اثر زهر جفا
روز شد تیره به پیش نظرم مهدی جان
ز آتش زهر جفا گر چه به خود می پیچم
یاد آن سینه و آن میخ درم مهدی جهان
داد زهار بستان زان دو نفر روز ظهور
سوختند آن دو نفر برگ و برم مهدی جان
روز موعود تو از ثانی نامرد بپرس
کرد نیلی ز چه روی قمرم مهدی جان
پهلوی مادر ما را بشکست و بشکست
زین جنایت به خدا بال و پرم مهدی جان
دل ژولیده از این ماتم عظمی خون شد
ای عزیز دل زهرا پسرم مهدی جان