یلدا...

یلدا، تو را دوست دارم، به اندازه همه ستاره هایى که در چشم هایت مى درخشند،
اى خواستنى ترینِ شب ها! طعم تو، به اندازه همه صبح هاى دل انگیز آفتابى بهار، شیرین است.





شب یلداست؛ شبى که در آن انار محبت دانه مى شود و سرخى عشق و عاطفه،
نثار کاسه هاى لبریز از شوق ما؛
شبى که داغى نگاه هاى زیباى بزرگ ترها در چشمان کودکان اوج مى گیرد و بالا مى رود.






کتابهای
«این نقشها واقعی است»
«ماهیها پرواز میکنند» برای گروه سنی بزرگسال
«قنات، مظهر روشنایی»
«کوچک جنگلی» برای گروه سنی نوجوان
در قالب طرح کتابخوان ماه آذر ۱۳۹۶ برای استفاده علاقهمندان به کتاب و کتابخوانی معرفی شد.

17 ربيع الاول - زادروز فرخنده امام جعفر صادق (ع) - سال 83 هجری قمری
امام جعفر صادق (ع) در روز جمعه، به هنگام طلوع فجر و به روايتی در روز دوشنبه، هفدهم ربيعالاوّل سال 83 قمری ديده به جهان گشود و عالم انسانی را با انوار طيّبه خويش تابناک نمود. پدرش امام محمد باقر)ع ( وی را به نام عموی نياکانش جعفر طيّار(ع)، "جعفر" نام نهاد. حضرت جعفر بن محمد(ع) دارای يک کنيه معروف به نام "ابوعبدالله" و دو کنيه غير معروف به نامهای " ابواسماعيل" و " ابوموسی" بود. هم چنين، دارای القابی چند بود که معروفترين آنها عبارت است از: صادق، صابر، طاهر و فاضل.
شيعيان و محبّان اهل بيت(ع)وی را به " صادق آل محمد(ص) " ميشناسند. زيرا آن حضرت، هرگز سخنی جز راست و درست، چيزی نفرمود. پدر ارجمندش ،امام محمد باقر (ع) است که نَسَب وی با دو واسطه به امير مؤمنان حضرت علی (ع) و با سه واسطه به پيامبر اکرم (ص) منتهی ميگردد.
مادر گرامی امام جعفر صادق (ع)، فاطمه، معروف به " اُمّ فروه" از زنان نيکو سرشت، نيکوکار و نيکورفتار عصر خويش بود. اين بانوی باتقوا و متدّين، از جهت فضيلت و منقبت، سرآمد زنان روزگار خود به شمار ميآمد و امام صادق(ع) در شأن و مقام وی فرمود: مادرم از زنانی بود که ايمان داشت، تقوا پيشه کرده و نيکوکاری مينمود و خدا، نيکوکاران را دوست دارد.
امام جعفر صادق (ع) به مدت دوازده سال، حيات با برکت جدّ گرامياش امام زين العابدين (ع) را درک کرد و از مکتب تربيتی و علمی وی بهره وافر يافت. هم چنين، آن حضرت به مدت 32 سال از وجود شريف پدرش امام محمد باقر (ع) برخوردار بود و در تمام رويدادهای مهم در کنار پدر ارجمندش قرار داشت. مدت امامت امام جعفر صادق(ع)، 33 سال و ده ماه (از ذی حجه سال 114 تا 25 شوال سال 148 قمری) بود و در ايّام زندگی با برکت خويش با خلافت غاصبانه چند تن از خلفای اموی و دو تن از خلفای عباسی به شرح ذيل معاصر بود:

دهم ربیع الاول مصادف با سالروز ازدواج رسول خدا حضرت محمدبن عبدالله(ص) و حضرت خدیجه(س) است.
درست 25 بهار از عمر گرانبها و پربرکت پیامبر میگذشت که با بانوی چهل سالهای به نام «خدیجه» که برترین
بانوی روزگار خویش بود، پیمان زندگی مشترک را امضاء کرد و فصل جدیدی در زندگیاش آغاز شد.
ازدواج پیامبر با «خدیجه» شباهتی به ازدواجهای شناخته شده نداشت، بلکه در نوع خود بی نظیر و دارای
ویژگیهایی بود، چراکه این پیوند مبارک و مقدس نه ثمره زودگذر و دوستی بی پایه و اساس بود و نه برخاسته از
انگیزههای مادی یا دیگر امور و اغراض و اهداف رایج که در ازدواج چهرههای مشهور و سرشناس دنیا وجود دارد. و
نیز هدفهای سیاسی نیز در امضاء و تشکیل این زندگی مشترک و ساختار آن، نقشی نداشت.
همه چیز از آن سفر اقتصادی شروع شد که حضرت محمد(ص) همسفر کاروان تجاری خدیجه(س) شد هرچند
فاصله زیادی میان سطح زندگی پیامبر و ثروتمندترین بانوی عرب بود، اما آن بانوی خردمند شنیده بود و خوب
میدانست که آینده درخشان و بسیار امیدبخشی در انتظار پیامبر است. بر این اساس بود که بانوی پرشرافت
حجاز، برنامه پیوند با پیامبر را تهیه کرد و خود با قداست و هوشمندی ویژهاش سخن را در مورد آن مطلب با
پیامبر آغاز کرد و از آن حضرت تقاضا نمود که گام به پیش نهد و از راه پدرش «خویلد» یا عمویش از او خواستگاری
نماید، اما پیامبر با وجود پیشگامی بهترین و ثروتمندترین بانوی جهان عرب برای پیوند با او، بهتر میدید که با
بانویی که از نظر اقتصادی و مادی با او هماهنگ باشد زندگی مشترک را آغاز کند و به همین دلیل هم از
«خدیجه» پوزش خواست و به او پاسخ مثبت نداد.
اما از آنجایی که «خدیجه» بانویی خردمند، دوراندیش، آگاه و بافضیلت بود در برابر دلیل پاسخ منفی پیامبر به
ازدواج با او گفت: «آیا کسی که تصمیم گرفته است خویشتن را به پیامبر ببخشد و جان ناقابل را فدای او کند،
برای او مشکل است که ثروت و دارایی خویش را نیز بر او ببخشد و هر آنچه دارد همه را نثار قدم دوست کند؟»
و با این دیدگاه بود که از پیامبر تقاضا نمود تا عموهای خویش را به خانه پدرش "خویلد" گسیل دارد و بطور
رسمی از او خواستگاری کند.
عموهای پیامبر پس از شنیدن این خبر شادی بخش که در نوع خود بی نظیر بود، شگفت زده شدند و عمههای
آن حضرت نیز با شنیدن خبر این پیشنهاد از سوی بانوی حجاز، در بهت و حیرت فرورفتند، چرا که براستی هم،
رخداد شگرفی بود!! آنها به اقامتگاه بانوی حجاز شتافتند و او را از پدرش «خویلد» یا عمویش، برای پیامبر
خواستگاری کردند. وقتی موضوع مهریه پیش آمد که باید مهریهای درخور مقام و موقعیت بانوی بزرگ حجاز از
سوی پیامبر تقدیم گردد. در این لحظات بود که دگرباره بانوی حجاز به کار جالب و شگرفی دست زد و با هدیه
نمودن چهار هزار دینار به پیامبر، از آن گرانمایه جهان هستی تقاضا کرد که آن را به عنوان مهریه به پدرش
«خویلد» بپردازد، گرچه در یک روایت آمده است که جناب «ابوطالب» مهریه را با سرفرازی و شادمانی از اموال
خویش تقدیم داشت و پیمان زندگی مشترک به امضاء رسید.
این پیوند مبارک به بهترین صورت تحقق پذیرفت و پیامبر به تقاضای «خدیجه» به اقامتگاه او گام نهاد. از آن
لحظات بیادماندنی بود که دیگر «خدیجه» همواره احساس مینمود که نیکبختی در کاملترین شکل ممکن به او
روی آورده و خورشید خوشبختیاش طلوع نموده است، چرا که او به بزرگترین آرزوی خویش یعنی ازدواج با پیامبر
رسیده بود.
بانوی بزرگ حجاز در این زندگی مشترک پسرانی بدنیا آورد که همگی آنان در کودکی از دنیا رفتند و دخترانی به
نامهای «زینب» و «ام کلثوم» و «رقیه» و «فاطمه» به او و پیامبر ارزانی شد که کوچکترین، اما برترین و
پرشکوهترین آنان فاطمه (س) بود.
1- همه چیز چون بسیار شود خوار و ارزان گردد ، مگر علم و دانش که هر چه بیشتر شود عزیزتر باشد.
2- جامعه وقتی فرزانگی و سعادت می یابد که خواندن ، کار روزانه اش باشد.
3- کتاب معلمی است که بدون عصا و تازیانه ما را تربیت می کند.
4- کتابِ خوب در حکم رفیق خوب است.
5- کوشش برای کسب دانش نخستین و یگانه پایه ی فضیلت است.
6- همه ی اندیشه و گفتار و کردار نیک نتیجه علم و معرفت است و همه ی اندیشه و گفتار و کردار زشت ثمره نادانی.
7- اطاقِ بدون کتاب مانند جسم بی روح است.
8- اگر مادر نباشد جسم انسان ساخته نمی شود واگر کتاب نباشد روح بشر پرورش نمی یابد.
9- بعد از کتب آسمانی شریف ترین و مفیدترین کتاب ها بیوگرافی و شرح حال است.
10-بهترین کتاب آن کتابی است که انسان را به تفکر وادارد و الا به درد پاره کردن هم نمی خورد.
به مناسبت روز بسیج مستضعفین
عضویت در کتابخانه های عمومی استان خوزستان
در تاریخ 5 آذر ماه
رایگان می باشد.