عنوان : هستی

 

نويسنده:فرهاد حسن‌زاده  

 

ناشر: كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان

 

تاریخ نشر:  ۱۳۸۹

 

تعداد صفحات: ۲۶۴

 

چکیده: 

 

 ,"«هستي» دختر 12 ساله و پرشر و شوري است. او عاشق ژيمناستيك و فوتبال است و از عروسك و كارهاي دخترانه بيزار است. روزي بر اثر جنب‌وجوش فراوان دستش مي‌شكند و پدر كه در دريا روي نفتكش كار مي‌كند، از اينكه نتوانسته به سر كار برود و مجبور است هستي را به بيمارستان ببرد خشمگين است؛ اما به زودي خبر بمباران شدن نفتكش و آتش گرفتن آن را مي‌شنود و پدر و اهالي خانواده شكستن دست هستي را سبب خير دانسته و به او افتخار مي‌كنند. در كتاب حاضر داستان‌هاي ديگري از هستي با عنوان‌هاي «از آوار به آوارگي»، «دختر ننه‌دريا»، «هستي نام يك ماهي نيست» براي گروه سني «د» و «هـ» به نگارش درآمده است."

 

متن نقد نوشته شده توسط مدیر:


نقد و بررسی رمان «هستی» تازه‌ترین اثر فرهاد حسن زاده، موضوع جلسه عصر داستان بود که در مرداد 92 در محل کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان شهرستان هندیجان برگزار شد.
در این نشست علاوه بر اعضای کانون ادبی و اعضای نوجوان کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان مربی ادبی مرکز به عنوان کارشناس حضور داشت.
رمان نوجوان «هستی» در چهار فصل و ۲۶۲ صفحه در قطع وزیری در انتشارات کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان به چاپ رسیده است. فرهاد حسن‌زاده بیشتر برای نوجوانان می‌نویسد، اما به دلیل فضای نوستالژیک و خاطره انگیز، لحن ساده و صمیمی‎ این داستان‌ها که مخاطب را با شخصیت‌های داستان همراه می‌کند، بزرگسالان هم با این اثر ارتباط برقرار می‌کنند.
«هستی»، داستان دختر نوجوانی‌ است که نمی‌خواهد مثل دختر‌های هم سن و سالش باشد و کارهای دخترانه کند. او دوست دارد کارهای پسرانه بکند. آرزو دارد وقتی بزرگ شد راننده تریلی، خلبان و یا دروازه‌بان تیم صنعت نفت آبادان شود. آرزویی که کمتر دختری در سن و سال او دارند. اما با شروع جنگ و اتفاقاتی که سر راه هستی و خانواده‌اش قرار می‌گیرد، نگاه هستی به آدم‌ها و محیط اطرافش عوض می‌شود. او به مدد قرارگیری‌اش در یک موقعیت نا‌خواسته پوست می‌اندازد و بزرگ می‌شود و می‌فهمد که برای قوی بودن فرقی نمی‌کند که زن باشد یا مرد. به گفته سیمون دوبوار «انسان چیزی جزء آنچه انجام می‌دهد نیست؛ یک زن، زن به دنیا نمی‌آید بلکه زن می‌شود.» هستی برخلاف میل قلبی‌اش و اینکه نمی‌خواهد رفتارهای دخترانه داشته باشد، بر اثر شرایط حاکم بر جامعه، نگرانی و حساسیت بالای او نسبت به پیرامونش به دگرگونی می‌رسد تا در پایان داستان از او یک دختر قوی و نیرومند ساخته شود.
حسن‌زاده برای نوشتن داستانش، قالب رمان را انتخاب کرده است. او برای مخاطب نوجوانش یک رمان رئالیستی از روزهای شروع جنگ ایران و عراق نوشته است. چرا که تنها داستان رئالیستی به خوبی از عهده بازنمایی این واقعیات بر می‌آید. در داستانهای رئالیستی شخصیت و شخصیت‌پردازی یکی از مهم‌ترین عنصر داستانی به حساب می‌آیند. در واقع داستان رئالیستی موفق داستانی است که شخصیت‌هایش برای مخاطب آشنا و باورپذیر باشند به گونه‌ای که مخاطب در فرایند خواندن متن داستان در پی پیدا کردن نمونه‌های آن در زندگی واقعی‌اش باشد. در کتاب نظریه‌های روایت؛ هنری جیمز بر این باور است که: «رمان نویس باید خود را تاریخ نگار و روایتش را تاریخ بداند. زیرا در مقام راوی رویدادهای تخیلی راه به جایی نخواهد برد؛ و برای اینکه پشتوانه‌ای منطقی را در کارش وارد سازد باید به نقل رویدادهایی بپردازد که واقعی شده‌اند.» روایت حسن‌زاده از زندگی هستی در روزهای جنگ به قدری واقعی و باورپذیرند که گویی نویسنده شانه به شانهٔ هستی در حرکت بوده و وقایع زندگی او را ثبت می‌کرده است.
مربی ادبی با استناد به نقد فرزانه رحمانی نویسنده ی کودک و نوجوان، در ابتدای این برنامه گفت: «هستی» یک رمان رئالیستی است و از عهده بازنمایی واقعیات برمی‌آید. شخصیت‌پردازی در این اثر بسیار مهم است و به نظرم نوعی تاریخ‌نگاری و جهان شخصیت‌هایش است. من عنوان هستی را که برای این رمان انتخاب شده، پسندیدم. نویسنده می‌توانست همان نامی را که پدر هستی او را با آن صدا می‌زند، برای رمان انتخاب کند، ولی همین تضاد نشانه رنج کشیدن است.

وی افزود: شروع رمان هم خوب است و به اصطلاح یقه مخاطب را می‌گیرد. هستی دختری است که دلش می‌خواهد پسر باشد. نویسنده ابتدای کار به ما می‌گوید که زمان و مکان رمان در گذشته و آبادان است. در طرح داستان، رعایت توالی بسیار مهم است که در این کار رعایت شده است. نویسنده 4 فصل انتخاب کرده که به نظر مناسب می‌آیند. حسن‌زاده تا صفحه 44 زمینه‌چینی می‌کند، مکان و زمان را تشریح می‌کند و ما را به نقطه عدم تعادل می‌رساند.
این منتقد گفت: گره‌گشایی هم در فصل‌ فرجامین کار اتفاق می‌افتد. درباره راوی هم باید بگویم که بهترین زاویه دیدی که نویسنده می‌توانست انتخاب کند، اول شخص بود. از آن‌جایی که هستی شاهد روزهای اولیه جنگ بوده، انتخاب این نوع راوی به متن اصالت می‌دهد و کنش‌های آن زمان را به صورت یک گزارش دسته اول، ارائه می‌دهد. راوی بار عاطفی داستان را هم خیلی خوب به دوش می‌کشد. غیر از ایجازی هم که در کلامش وجود دارد، بیان واقعیات است که به قصه اهمیت می‌دهد.

حسن‌زاده از آدمهایی می‌گوید که با وجود علاقه به همسر، مادر و زندگی خانوادگیشان به جنگ می‌روند. تحول بزرگی مثل جنگ لازم است تا آدمهای داستان هویت خود را در این جریان آشکار کنند. مثل پدر هستی که در آخر، علی رغم ترسش از جنگ به آبادان بر می‌گردد تا دخترش را نجات بدهد و وظیفه‌اش را که حفظ کیان خانواده است انجام دهد، در حالیکه این بار گفتن از ضعفهایش هم او را نمی‌ترساند. هستی و خانواده‌اش، بخش‌های آشکار و پنهان ِ ما و فرهنگمان را در خودشان حل کرده‌اند. جنگ را؛ فقر و بغض و حسرت را؛ و تجاربی که به واسطهٔ تجربهٔ زیستن در شرایط جنگ برایمان به ارمغان آورده است. خواندن داستانهایی با ماهیت جنگ، بهتر از هر کتاب تاریخ مستندی می‌تواند رویداد‌ها را هنرمندانه در ذهن مخاطب تصویر کند و به خواننده ‌شناختی عمیق از فاجعه‌ای به نام جنگ بدهد. در این داستان علاوه بر جنگی که بین ایران و عراق رخ داده معضل خانواده‌ها کاویده می‌شود. شاید هیچ کتاب مستندی دربارهٔ جنگ به آن‌ها با ذکر جزییات اشاره نکرده باشد؛ از این نظر داستان حسن‌زاده هم به لحاظ فکری و هم حسی تاثیرگزار است. داستان هستی به طور قطع مخاطب نوجوان را نسبت به هویتش حساس خواهد کرد.
ویژگی‌هایی اثر مانند دارا بودن رگه‌هایی از طنز پا به پای کشمکش‌های مختلف خانوادگی و اجتماعی و طعم تلخ بحران خانمان‌سوز جنگ در کنار تعدد شخصیت‌های قابل تأمل ـ که ورود و خروج‌های منطقی و معقولی نیز دارند ـ داستانی جذاب و مؤثر را رقم زده است.
این داستان علاوه بر مخاطب اعلام شده ـ گروه‌های سنی "د و هـ" (راهنمایی و دبیرستان) ـ می‌تواند بزرگسالان را نیز با اثری متفاوت و خواندنی روبرو کند و ماندگاری خاص خودش را در ذهن خواننده اثر باقی بگذارد.
این مهم با نگاهی به سوابق ارزنده قبلی نویسنده‌ای چون فرهاد حسن‌زاده بعید به نظر نمی‌رسد.

با این رمان فقط یک مشکل داشتم و آن هم درباره شخصیت پردازی هستی است. در فصل اول احساس کردم شخصیت هستی خیلی کوچکتر از نوجوانی است که در فصل‌های بعدی می‌بینیم. نکته دیگر این که علی‌رغم این که رمان خیلی خوب پرداخت شده و شخصیت هستی هم در سایه همین پرداخت خوب قرار دارد، ولی سوار موتور شدن این شخصیت و این‌گونه بازگشتنش به آبادان، غیرمنطقی به نظر می‌رسد.
این داستان‌نویس گفت: یک نکته خوب هم که در پرداخت شخصیت‌ها وجود داشت، توصیف‌های دورنی‌شان بود. یکی از ویژگی‌های مهم این رمان، نثر و زبان آن است که استفاده از ضرب‌المثل‌های جنوبی هم زیرمجموعه این نکته مثبت قرار می‌گیرد. استفاده از ادبیات فولکلوریک و ضرب‌المثل‌های جنوبی که توضیحاتشان در پایین صفحه می‌آید، نثر را ماندگار کرده‌اند. پس‌زمینه «هستی» هم علی‌رغم این که با زبان معیار فاصله دارد، ولی چون از زبان یک نوجوان بیان می‌شود، قابل پذیرش است.

خواندن رمان‌های این چنینی از خواندن آثار مستند جنگ بهتر است.

وی افزود: فکر می‌کنم این رمان 2 مضمون مهم دارد. یکی هویت و دیگری هم که محور تاریخی دارد، آغاز جنگ ایران و عراق است. پایانش هم باز و رو به گسترش است. در کل به نظرم چنین رمان‌هایی که این‌گونه به ماهیت جنگ می‌پردازند، خیلی بهتر از مطالعه کتاب‌های مستند است. به علاوه هستی و خانواده‌اش در طول داستان، سنت‌های خانوادگی را هم به خواننده نشان می‌دهند و مسائل واقعی را که در آن زمان جریان داشته‌اند، بهتر به مخاطب می‌شناسانند.
وی افزود: یک نکته دیگر این که اگر کسی این رمان را از دیدگاه اصالت زن بررسی کند، برایش جالب خواهد بود. در کل این رمان، از آن کتاب‌هایی است که خواننده از خواندنش پشیمان نمی‌شود و حالت او قبل و بعد از مطالعه فرق می‌کند. به نظرم هم رسالت اصلی یک کتاب همین است چون اگر خواننده آن را بخواند و به زودی از یادش برود، نمی‌توان آن را کتابی قدرتمند و تاثیرگذار دانست.

ثریا عبدی مسئول کانون ادبی  – تابستان 92 هندیجان